محمد مهدى ملايرى
218
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خراج آنجا مىنويسد : « حلوان بااينكه از استانهاى جبل است ولى خراج آن داخل در تسوهاى سواد است « 1 » » و همينگونه بوده است وضع تسوهائى از استانهاى بهقباد كه ضميمه شهر نوخاستهء كوفه شده بود . آنها را هم يعقوبى در ذكر خراج كوفه ياد كرده . گويد خراج كوفه داخل در تسوهاى سواد است . اين تسوها به طورى كه يعقوبى ذكر كرده يكى تسوئى بوده به نام جبّه و بداة كه در سياههء ابن خردادبه از تسوهاى استان بهقباد ميانه شمرده شده ، و ديگر تسوئى بوده به نام فرات بادقلى و سه ديگر به نام السالحين يا السيلحين كه در سياههء ابن خردادبه جزء تسوهاى استان بهقباد پايين ذكر شدهاند . با توجه به آنچه گذشت مىتوان اين نكته را هم دربارهء سياههء ابن خردادبه كه در آن ، با آنكه مربوط به قرن سوم هجرى يعنى زمان خود ابن خردادبه است ، باز نه نامى از شهرهاى اسلامى سواد درميان است و نه اطلاعاتى دربارهء خراج آنها ، بدينگونه توجيه نمود كه اين سياهه چنان كه گذشت از ديوان خراج نقل شده و در ديوان خراج هم اين تغييرها منعكس نبوده . ابن خردادبه و ديوان خراج ابن خردادبه گذشته از خراج سواد كه آن را به شكل سياههء استانها و تسوهاى آنجا يكجا و ضمن يك صورت آورده خراج قديم برخى جاهاى ديگر ايران را هم كه در كتاب خود نام و مسافات آنها را ذكر كرده به صورت پراكنده و به مناسبتهاى مختلف آورده است « 2 » . و گاهى نيز خراج آنجاها را با دوران پيش از اسلام آنجاها يا به قول او در
--> ( 1 ) . مختصر كتاب البلدان ، ص 27 . ( 2 ) . مانند خراج سرزمينهائى را كه در قلمرو فرمانروائى عبد إله بن طاهر قرار داشته از خراسان و ماوراء النهر گرفته تا رى و كرمان ، با ذكر صورت تفصيلى آن به مناسبت ذكر فرمانى كه در خلافت مامون به موجب آن براى سالهاى 211 و 212 هجرى برعهدهء او گذاشته شده بود . و جمعا چهل و چهار ميليون و هشتصد و چهل و شش هزار درهم نقد و مقدارى جنس از چهارپايان و قماش و غيره بوده ( المسالك و الممالك ص 34 - 39 ) و همچنين خراج دينور و اصفهان ( ص 20 - 21 ) و خراج رى ( ص 22 ) و خراج شهر زور و صامغان و دارآباد و ماسبذان